ندامت بی حاصل
- مرداد ۳م, ۱۳۹۰
- ارسال شده در زمینه ی :حکایات . نوشتار
- توسطسید ناصر بهشتی
- نظر شما
مردی را چشم درد خاست، پیش بیطار رفت که دواکند، بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد.
حکومت به داور بردند، گفت بر او هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی.
بدان هر آن که نا آزموده را کار بزرگ فرماید، با آن که ندامت برد، به نزدیک خردمندان به خفت رأی منسوب گردد.
جالب بود. البته این اتفاق تو این زمونه هم زیاد میفته!
درود بر شما
لحظات مفرحی رو با سایتتون سپری کردم
پیروز باشید و پدرام
سلام
بسیار زیبا بود
امیدورام سایت آپدیت هم بشود
در ضمن منتظر ایمیل شما هستم
مرسی بسیار زیبا بود
با سلام
بسیار عالی است
منتظر ایمیل شما هستم