معرفی خانم
- تیر ۱۷م, ۱۳۹۰
- توسطسید ناصر بهشتی
- نظر شما
نقل است که روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که سهوا به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحاشی کرد.
پس از مدتی که از نفس افتاد و الفاظ رکیکش تمام شد، تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : من لئون تولستوی هستم .
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت: چرا خودتان را زودتر معرفی نکردید؟
تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.