سوره مباركه واقعه

  سيد ناصر بهشتي


سوره واقعه ، عشق من است. وقتي آن را ميخوانم، حس هم ذات پنداري با قسمت والسابقون آن در من بوجود مي آيد! اين سوره به صورت يك الگوريتم معين، حساب و كتاب همه را در سه ماجول مختلف روشن كرده است. متن زير را بخوانيد، خواهيد ديد كه چه سوره دوست داشتني است.

در ابتدا، خداوند عبارت زيبا و آشنايي را ميفرمايد، كه نقل است حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام، در تفسير حرف ب اول آن يك شب تا صبح با ابن عباس صحبت ميفرمود:

بسم الله الله الرحمن الرحيم

بعد خداوند خيلي روشن ميفرمايد كه در روز قيامت بدون تعارف همه چيز پودر شده و همه جا شخم ميخورد و راه فرار براي كسي نيست:

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ (2) لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ (2) خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ (3) إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجّاً (4) وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسّاً (5) فَكَانَتْ هَبَاء مُّنبَثّاً (6)

بعد اشاره ميفرمايد كه در آن موقع كلا سه گروه ميشويم:

وَكُنتُمْ أَزْوَاجاً ثَلَاثَةً (7)

گروه اول، مردمان خوبي هستند، كه به اصحاب يمين مشهورند:

فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ (8)

گروه دوم، اهل عذابند، پناه ميبريم به خدا. به اصحاب شمال مشهورند. پوستشان كنده است:

وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ (9)

گروه سوم، (انشاءالله خدا ما را هم با شفاعت ائمه اطهار عليهم السلام جزو آنان قرار دهد) ، خيلي كارشان درست است. رتبه اول را دارند. به سابقون مشهورند:

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10)

از اينجا به بعد خيلي جذاب است، ميفرمايد گروه سابقون خيلي مقربند، در بهشت بسر خواهند برد، و از مردم آخر الزمان در آنها كمتر هستند، بيشتر آنها از پيشينيانند:

أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (11) فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ (12) ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ (13) وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ (14)

بعد به شرح امكانات رفاهي آنها (يعني سابقون) در بهشت ميپردازد. بخش اول راجع سكونت و خدمه آنهاست. ميفرمايد روي تختهاي آراسته اي تكيه ميزنند و خدم و حشم خيلي توپي هم دارند:

عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ (15) مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ (16)‏ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ (17)

بعد راجع به غذا، ميفرمايد كه شراب بهشتي برايشان مهياست كه از آن مست نميشوند و مثل شراب دنيوي عقلشان زايل نميشود، و گوشت پرنده از هر نوعي كه اراده كنند و هوس كنند برايشان فراهم است:

بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ (18) لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ (19) وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ (20) وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ (21)

(اينجا را با حسرت بخوانيد) و سپس راجع به زنان بهشتي است، كه چشمان درشت و قد بلندي دارند و مانند مرواريد سفيد و زيبا هستند :

وَحُورٌ عِينٌ (22) كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ (23)

و ميفرمايد كه اينها پاداش كارهايي است كه انجام ميدادند، و در بهشت به آنها احترام خاص گذاشته ميشود:

جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (24) لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواً وَلَا تَأْثِيماً (25) إِلَّا قِيلاً سَلَاماً سَلَاماً (26)

بخش فوق، يعني قضيه سابقون، قسمتي است كه معمولا هنگام تلاوت هر روزه اين سوره، چند بار آن را تكرار ميكنم، تا بلكه خداوند در تعارف قرار گيرد و مرا هم جرو آنان حساب كند؛ به قول يكي از بزرگان ميگفت اگر چيزي از خدا ميخواهيد آنقدر آويزان شويد تا به شما بدهند، البته با خير و صلاحش را بخواهيد. مسلما جزو سابقون بودن چيزي جز خير و صلاح نيست، بنا براين جا دارد در همين مكان مجددا از خداوند متعال درخواست كنم كه بنده را نيز جزو ليست اعضاي سابقون قرار دهد. از خداي عزيز من كه چيزي كم نميشود، ولي براي بنده گناهكاري مثل من، منت بزرگي است.

بر گرديم سر اصل موضوع. در ادامه خداوند به گروهي اشاره ميفرمايد كه به اصحاب يمين مشهورند، و مردمان نيكي هستند، البته رتبه سابقون را ندارند، ولي در بهشت به سر خواهند برد:

وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ (27)

بعد به امكانات آنان ميپردازد، نظير سايه هاي گسترده و هميشگي، ميوهاي فراوان چهار فصل، آبشارهاي زيبا ، دختران باكره و شوهر دوست كه همدم آنان خواهند بود :

فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ (28) وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ (29) وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ (30) وَمَاء مَّسْكُوبٍ (31) وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ (32) لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ (33) وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ (34) إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء (35) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَاراً (36) عُرُباً أَتْرَاباً (37)

و اضافه ميفرمايد كه اينها همه مال اصحاب يمين است، كه تعدادي از پيشينيان، و تعدادي از مردم آخر هستند:

لِّأَصْحَابِ الْيَمِينِ (38) ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ (39) وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِينَ (40)

توجه داريد كه بر خلاف سابقون، كه آمارشان در ميان مردم آخر دنيا كمتر است، آمار اصحاب يمين تقريبا پنجاه پنجاه است.

از اينجا به بعد ديگر خطرناك است. فكرهايتان را بكنيد بعد بخوانيد. از شراب و حوري و گوشت سفيد بدون كلسترول خبري نيست، قرار است مشتي كافر بي همه چيز را جز بدهند. شخصا به همان ميزان كه موقع تلاوت روزانه، بخشهاي بالا را كش ميدادم و چند بار تكرار ميكردم، اينجا را تخته گاز ميروم تا مزه قبلي ها از زير زبانم نرود.

خدايا، تو را به اهل بيت عليهم السلام قسم، ما را جزو اينان قرار مده.

و يك چيز ديگر: حيف خداي به اين خوبي نيست كه اينطور عصباني اش ميكنند. من كه خدا را فقط به رحم و كرم و مرام و آقايي و عطوفتش شناخنم.

بعد ميرسد به اصحاب شمال، و چه اصحاب شمالي، خداوند همچين جمله را شروع ميفرمايد كه احساس ميشود ملائك عذاب در حال صيقل دادن آلات و ادوات خود هستند. پناه ميبريم به خدا.

ميفرمايد اصحاب شمال، در آتش سوزان، آب جوشان، دود سياه خفه كننده، بدون سيستم خنك كننده:

وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ (41) فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ (42) وَظِلٍّ مِّن يَحْمُومٍ (43) لَّا بَارِدٍ وَلَا كَرِيمٍ (44)

البته خداوند متعال دليلش را هم ميفرمايد. اينان در دنيا اهل عيش و بي خيالي بودند، و عهد خود در عالم ذر با خدا را زير پا گذاشته و بر شكستن آن پافشاري ميكردند:

إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِينَ (45) وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ (46)

و بارها ميگفتند كه پس از مرگ، دوباره زنده نميشويم، قبلي هاي ما هم مردند و تمام شد، و اين يعني بي اعتقادي به خداوند:

وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ (47) أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ (48)

و اينجا خداوند خطاب به ولي خود ميفرمايد كه به اين بدبختها بگو كه همه شما در قيامت زنده ميشويد، و شما اي گمراهان دروغگو، ميوه اي به اسم زقوم توي حلقتان فرو ميكنند تا شكمتان باد كند، آنوقت از خواص اين ميوه آن است مثل شتري كه از تشنگي ديوانه شده است، تقاضاي آب ميكنيد، بعد آب جوش گنديده اي ارائه ميشود كه تا خرخره از آن ميخوريد، و دوباره از اول. و تازه اين اولين پذيرايي از شما در هنگام زنده شدن و ورود به قيامت است:

قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ (49) لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ (50)‏ ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ (51) لَآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ (52) فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ (53) فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيمِ (54) فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ (55) هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ (56)

باور كنيد اينها را خدا فرموده است، من فقط متن آن را از حالت علمايي خارج كردم، تا شيعيان نسل سومي هم بفهمند.

بعد خداوند حجت را تمام ميسازد و باور كنيد اينهم از لطف اوست، چرا كه باز هم نشانه هايي را بيان ميكند بلكه اين وحوش چموش كافر، آدم شوند.

خداوند چهار مورد خيلي درشت را بيان ميفرمايد:

1. اول ميفرمايد كه چرا بررسي نميكنيد كه چطور نطفه در رحم ريخته ميشود و متولد ميشويد؟ ما خلق ميكنيم يا شما؟ ما مرگ را كنترل ميكنيم. كسي هم حريف ما نميشود:

نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ (57) أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ (58) أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ (59) نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ (60) عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ (61) وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذكَّرُونَ (62)

2. درباره كشت و زرع ميفرمايد كه عملا اشاره به غذا دارد. ميفرمايد در باره آن فكركرده ايد؟ ما آن را ميرويانيم يا شما؟ اگر خشكش كنيم كه بدبختيد و ميگوييد چيزي براي خوردن نداريم:

أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ (63) أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ (64) لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَاماً فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ (65) إِنَّا لَمُغْرَمُونَ (66) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (67)

3. آب را مورد اشاره قرار داده و ميفرمايد راجع به آب شيريني كه از ابر و باران بدست مي آيد فكر كرده ايد؟ اگر مثل آب دريا شورش كنيم چه خاكي بسرتان ميكنيد؟ پس چرا شكر نميكنيد و ايمان نمي آوريد؟

أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ (68) أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ (69) لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجاً فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ (70)

4. بعد آتش را متذكر ميشود و ميفرمايد به آن فكر كنيد و هيزم آن را ما درست كرديم يا شما؟ ما باعث شديم تا شما مردم بي كس از آن استفاده كنيد:

أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ (71) أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ (72) نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعاً لِّلْمُقْوِينَ (73)

بعد از اين چهار قسمت ، خداوند اشاره به نكته اي دارد كه خيلي سنگين است. خداي عزيز براي اتمام موضوع پاي قسم عظيمي را مطرح ميفرمايد. عظمت اين سوگند را خود او ميفرمايد. ميفرمايد موضوع آنقدر روشن است كه نيازي به قسم خوردن نيست، اما اگر ميدانستيد كه سوگند به قرآن و جايگاه ستارگان در آسمان چقدر عظيم است:

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (74) فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ (75) وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ (76)‏ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ (77)

و ميفرمايد كه قرآن كتابي عظيم بود كه از ديد بشر پنهان بود، ومعني خاص آن نيز فقط توسط اولياء او قابل فهم است و شخص ديگري نميتواند از خود تفسير قرآن كند. آيا بازهم فكر ميكنيد با تكذيب آن، نفعي ميبريد:

كِتَابٍ مَّكْنُونٍ (78) لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ (79) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ (80) أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ (81) وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ (82)

با اينكه ظاهر اين آيات خشن است، ولي باور كنيد نهايت لطف خداست كه اينها را بيان ميفرمايد. خدايي با اين قدرت كه در يك چشم بهم زدن ميتواند همه را سوسك كرده و يك دمپايي رويشان بخواباند، عظيم ترين نشانه ها را مي آورد، قسم هم ميخورد تا همه باور كنند و ايمان بياورند.

نتيجه گيري شخصي: وجدانا اگر ايمان نياورند، خيلي پدر سوخته اند.

بعد خطاب به همين پدرسوخته ها ميفرمايد، كه اگر خيلي عددي هستيد، پس چرا وقتي يكي از شما جانش به حلقومش ميرسد، هيچ غلطي نميتوانيد بكنيد؟ اگر قيامتي در كار نيست و شما راست ميگوييد، جانش برگردانيد:

فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ (86) تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (87)

بعد خداوند عزيز و دوست داشتني در هفت آيه جمع بندي ميفرمايد. ميفرمايد اگر از اصحاب مقرب باشيد، يعني همان سابقون، يك بهشت توپ و اساسي در انتظار شماست كه خدا قسمت بنده و شما هم بفرمايد. اگر از اصحاب يمين، يعني يك رده پايينتر از سابقون باشيد، بر پيامبر خدا درود خواهيد فرستاد و طبيعي است كه اگر كسي لياقت چرخاندن زبانش را براي درود بر شخص اول عالم هستي يعني پيامبر عزيز اسلام صلي الله عليه وآله و سلم، يعني جد اعظم بنده داشته باشد، به او بد نخواهد گذشت و حتما اهل بهشت است. اما اگر از گروه سوم يعني گمراهان و تكذيب گران خداوند باشيد، يا همان اصحاب شمال، برايتان آب جوش اساسي و آتش پر ملات سرو خواهد شد:

فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ (88) فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ (89) وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِينِ (90) فَسَلَامٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ (91) وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ (92) فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ (93) وَتَصْلِيَةُ جَحِيمٍ (94)

و در پايان ميفرمايد كه اينها عين واقعيت مسلم است، و قابل انكار نيست، و امر به تسبيح خود ميفرمايد.

إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ (95) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ (96)

يك نكته جديد : اگر گفتيد چرا بخش مربوط به اصحاب شمال، اينقدر طولاني است؟

جواب: براي اينكه بشر گمراه تا دلتان بخواهد داريم، اما آدم درست و حسابي معتقد به خدا و چهارده معصوم عليه السلام، بايد بگرديم پيدا كنيم. همين الان در همين لحظه در اين دنياي هفت ميلياردي، فكر ميكنيد چند نفر پيرو راستين ائمه داريم؟ كه اگر همين الان آقا صاحب الامر امام زمان عليه االسلام تشريف بياورند، خدمت ايشان رسيده و بدون اشاره و اذن ايشان پلك هم نزنند؟

هفت ميليارد پيش كش، در مملكت هفتاد ميليوني خود ما چقدر اينطوري هست؟

قرار است سيصد و سيزده نفر پيدا شوند تا ظهورشود. يك تعدادي هم بعدا ميپيوندند. كلا ميشوند چقدر؟

حالا با جمعيت شيعيان مخلص تاريخ جمع كنيد، البته مخلص واقعي، والا شيعيان زمان اميرالمومنين علي عليه السلام هم كم نبودند، ولي شش نفرشان از حضرت حمايت كردند و بقيه هم براي لاي جرز خوب بودند. شيعيان كوفه هم شيعه بودند، ولي زدند امام حسين عليه السلام را كشتند. البته بهتر است بگوييم شيعه نبودند، تظاهر ميكردند. اگر بودند كه اينطور نميشد.

جمع زديد؟ حالا از كا جمعيت 1400 سال به اينطرف كه به دنيا آمده اند و مرده اند و يا زنده اند كم كنيد. تازه از اسلام به قبل را كار نداريم.

من هم به همين نتيجه رسيده ام . مثل سوزن در انبار كاه است.

حالا به خداوند عزيز من حق نميدهيد كه در يك سوره به اين نازنيني، از جمع نود و شش آيه، در نزديك به شصت آيه براي افراد گمراه خط و نشان بكشد؟

درضمن، متن سوره واقعه را براي اطمينان از صحت علائم، از وبگاه مركز جهاني اطلاع رساني آل البيت كپي كرده ام.


منبع: قرآن كريم

جديدترين مطالب مندرج دربهشتي آنلاين :

همايشها : رفتن يا نرفتن

باراك اوباما ايراني است

ضرورت راهبرد (استراتژي)

پيش بيني وقوع بزرگترين زمين لرزه تاريخ

نماز فرزند براي پدر ومادر

نوحه مشهور نزار القطري

پيامبر اسلام، خواندن و نوشتن ميدانستند

منابع ICDL

طرح حمله آمريكا : 7 كشور در 5 سال

احتمال بيدار شدن آتشفشان دماوند

سوره مباركه واقعه

هجوم آرام و خواب غفلت

پیوند ایران و آخرالزمان در تورات

دولت الكترونيك در ايران يا مجمع الجزاير نرم افزاري

دعاي عهد


جستجو

درباره بهشتي آنلاين

اينجا وبگاه شخصي من است، سيد ناصر بهشتي. بخشي از آن مربوط به امور شغلي است، كه به مجوز دسترسي نياز داشته و در اختيار كارفرمايان يا فراگيران يا مخاطبين خاص ميباشد. اما بخشهاي عمومي آن، در دسترس همگان بوده و محدوديتي ندارد.
رنگ اين وبگاه به احترام شهداي قتل عام كربلا تا زمان ظهور حضرت ولي عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداه و انتقام خون فرزندان رسول خدا (ص) سياه و عنوان آن نيز به نشانه حس انتقام قرمز خواهد ماند.

ارتباط با بهشتي آنلاين

اگر مايليد مطلبي را با من در ميان بگذاريد، ميتوانيد با نشاني info@beheshtionline.com مكاتبه كنيد.
در ضمن ميتوانيد اينجا كليك كنيد تا به صفحه ديگري براي نوشتن متن و ارسال آن به من هدايت شويد. در اين صورت نيازي به استفاده از ايميل نداريد.

فيدهاي اين وبگاه
سرفصل(مطالب)

 

كليه حقوق اين وبگاه متعلق به بهشتي آنلاين دات كام است. هرگونه انتشار يا توزيع مجدد مطالب متعلق به بهشتي آنلاين دات كام، با قيد نام بهشتي آنلاين دات كام به عنوان ماخذ، آزاد است.
بهشتي آنلاين دات كام هيچگونه مسئوليتي در قبال اشتباهات و اشكالات در متون يا تاخير و تعجيل در انتشار مطالب، يا نتايج ناشي از موارد مذكور را به عهده نميگيرد.